بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

اَلسَّلام عَلى مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ خاتِمِ النَّبِيّين وَسَيِّدِ الْمُرْسَلينَ وَصَفْوَةِ رَبِّ الْعالَمينَ اَمينِ اللَّهِ عَلى وَحْيِه وَعَزآئِمِ اَمْرِهِ وَالْخاتِمِ لِما سَبَقَ وَالْفاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ وَالْمُهَيْمِنِ عَلى ذلِكَ كُلِّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ وَصَلَواتُهُ وَتَحِيّاتُهُ اَلسَّلامُ عَلى نْبِيآءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَمَلاَّئِكَتِهِ الْمُقَرَّبينَ وَعِب ادِهِ الصّ الِحينَ اَلسَّلام عَلَيْكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ وَسَيِّدَ الْوَصِيّينَ وَوارِثَ عِلْمِ النَّبِيّينَ وَوَلِىَّ رَبِّ الْعالَمينَ وَمَوْلاىَ وَمَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ يا اَمينَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَسَفيرَهُ فى خَلْقِهِ وَحُجَّتَهُ الْبالِغَةَ عَلى عِبادِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا دينَ اللَّهِ الْقَويمَ وَصِراطَهُ الْمُسْتَقيمَ .

افسانه عبدالله بن سبا
ء
درین روز ها در فضای مجازی بحث های داغ راجع به عبدالله بن سباء است که تعدادی با لجاجت تلاش دارند که ازیک طرف وجود این شخص را ثابت کنند و از طرف دیگر او را به مکتب بافرهنگ تشیع ( مکتب ائمه علیه السلام )  نسبت دهند.
بنآ آنهای که چنین افترا های بیمزه را دنبال میکنند ، قبل از همه  باید بیآید و ثابت کنند که این شخص عبدالله بن سباء وجود خارجی داشته و در زمانی و در جای بوده و چنین کار ها کرده است ....؟؟؟؟؟
چونکه شخصت عبدالله بن سباء در بین علمای مخصوصآ علمای اهل سنت جنجالی بوده و خیلی از تاریخ گویان را گواه براین است  که اصلآ چنین شخصی وجود خارجی نداشته ، بلکه پرداخته افسانه های است تا بر ضد مکتب تشیع از آن استفاده های عقیدتی ببرند.
اولین کسی که در تاریخ اسلام از عبدالله بن سباء نام برده است ، محمد بن جریر طبری تاریخ نویس معروف اهل سنت متولد سال 234 هجری قمری  است.
 که دیگر همه علمای تاریخ و حدیث که در مورد عبدالله بن سباء سخن گفته اند ، مبدا و ماخذ شان همین گفتار طبری است  ، و سخن جریر طبری چنین گزارش میدهد:
کتب الی السری عن شعیب عین سیف عن عطیه عن یزید الفقعسی کان عبدالله بن سباء یهودیآ من اهل سنعا ء ......ووو........
 از آنجا که برای اولین مرتبه جز جریر طبری کسی دیگر از عبدالله بن سباء سخن نگفته است. بنآ اگر کمی در سند این گفتار طبری توجه و دقت کرده و راویان آنرا بررسی نمایم و کذب بودن این نقل ثابت گردد ، که اصلآ کسانی که این روایت را نقل کرده اند ، آدم های موثق و قابل اعتبار نیستند  ، دیگر گفتار و اعتبار سخنان علمای مانند شامی ، ابن خلدون ، ابن کثیر  و دیگران که این موضوع را فقط از کتاب طبری نقل کرده اند ، موقف شان معلوم میگردد.
در مورد  سند و راویان که جریر طبری در کتاب تاریخ اش نقل کرده است ، اثبات علمی و رجالی ازین قرار است :
1 : السری  ، خواه مقصود السرس بن اسماعیل کوفی باشد و یا خواه السری بن عاصم باشد ، هر دو از کذاربان روزگار و وضاعان تاریخ و حدیث اند .
( تهذیب التهذیب ابن حجر عسقلانی جلد 3 صفحه 26 )
( کتاب تاریخ خطیب بغدادی جلد 9 صفحه 193 )
( کتاب میزان الاعتدال ذهبی جلد 1 صفحه 37 )
( کتاب لسان المیزان  ابن حجر عسقلانی جلد 3 صفحه 13)
2 : شعیب بن ابراهیم کوفی : مجهول و گمنام است .
( کتاب میزان الاعتدال امام ذهبی جلد 1 صفحه 447 )
 ( کتاب لسان الامیزان ابن حجر عسقلانی جلد 3 صفحه 145 )
3 : سیف بن عمر : راوی اخبار دروغ از زبان افراد ثقه .
( کتاب میزان الاعتدال امام ذهبی جلد 1 صفحه 438 )
( کتاب تهذیب التهذیب ابن حجر عسقلانی جلد 4 صفحه 295 )
4 : یزید الفقعسی فردی است گمنام که در کتاب های رجال نام آن به هیچ صورت عنوان نشده است.
 
البته کسانی دیگری هم هستند که داستان عبدالله بن سباء را افسانه میدانند ، از جمله :
1 : داکتر علی نشار ( کتاب نشأة الفکر الفلسفي في الإسلام، جلد2، صفحه 39 نشر جامع الکبیر اهل سنت ) 
2 : داکتر حامد داود حنفی  ( مقدمه کتاب علامه عسکری جلد 2 صفحه 17 )
3 : داکتر محمد کامل حسین  ( کتاب أدب مصر الفاطمیة صفحه 7 )
4 : داکتر عبدالعزیز الهلالی استاد دانشگاه ملک سعود ریاض   ( کتاب دراسة للرواياة التاريخية عن دوره في الفتنة، صفحه 73 نشر جامع الکبیر اهل سنت )                       
5 : داکتر احمد محمود صبحی  (  کتاب نظرية الامامة صفحه 37، الصلة بين التصوف و التشيع ص 84 )
6 : داکتر طه حسین   ( کتاب الفتنة الکبرای جلد 2 صفحه 90 و 91 نشر دارالمعارف قاهره )
7: داکتر حامد حنفی الشکور   ( کتاب عبدالله بن با جلد 1 صفحه 17 ناشر مکتب توحید قاهره )

 متاسفانه این روایت های ساختگی و جعلی بعد از طبری در کتب تاریخ ابن عساکر و کامل ابن اثیر و کتاب البدایة و النهایة و تاریخ ابن خلدون نیز آمده است که همه آنها منبع شانرا همین گفته و تاریخ طبری را گرفته اند.
 که این مورخان بعد از جریر طبری همان اکاذیب را که طبری نقل کرده است دنبال کرده و به حیث روایات تاریخی نقل و در بین مردم پخش کرده اند.  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۶ساعت 9:8  توسط احمد راتب نجم  |