بسم الله الرحمن الرحیم
السَّلامُ عَلى مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ خاتِمِ النَّبِيّينوَسَيِّدِ الْمُرْسَلينَ وَصَفْوَةِ رَبِّ الْعالَمينَ اَمينِ اللَّهِ عَلى وَحْيِهوَعَزآئِمِ اَمْرِهِ وَالْخاتِمِ لِما سَبَقَ وَالْفاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ وَالْمُهَيْمِنِ عَلىذلِكَ كُلِّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ وَصَلَواتُهُ وَتَحِيّاتُهُ اَلسَّلامُ عَلىنْبِيآءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَمَلاَّئِكَتِهِ الْمُقَرَّبينَ وَعِب ادِهِ الصّ الِحينَ اَلسَّلامعَلَيْكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ وَسَيِّدَ الْوَصِيّينَ وَوارِثَ عِلْمِ النَّبِيّينَ وَوَلِىَّرَبِّ الْعالَمينَ وَمَوْلاىَ وَمَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ يا اَمينَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَسَفيرَهُ فى خَلْقِهِ وَحُجَّتَهُ الْبالِغَةَ عَلى عِبادِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا دينَاللَّهِ الْقَويمَ وَصِراطَهُ الْمُسْتَقيمَ.
واقعه غدیر ابدی و جاویدانی است
ارادۀ حکیمانه خداوند تبارک و تعالی برین تعلق گرفته است که واقعه تاریخی غدیر در تمام قرون و اعصار به صورت یک تاریخ زنده که قلوب و دل ها به سوی آن جذب میشوند بماند و نویسندگان اسلامی در هرعصر و زمانی در کتاب های تاریخی و تفسیری و حدیثی و کلام ، پیرامون آن سخن بگویند و گویندگان مذهبی در مجالس وعظ و خطابه در باره آن داد سخن دهند و آنرا از فضایل غیر انکار امام علی ابن ابوطالب (ع) بشمارند.
ازین جهت کمتر واقعه تاریخی در جهان ، بسان رویداد غدیر مورد توجه طبقات مختلف از محدث و مفسر و از متکلم و فیلسوف ، از خطیب و شاعر ، از مورخ و سیره نویس قرار گرفته و این اندازه در باره آن عنایت مبذول شده است.
یکی از علل ابدیت و جاویدانی بودن این واقعیت اعظیم ، نزول دو آیه :يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ. ، الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ. ، از آیه های 67 و 3 سوره مائده است که تا روزی که قرآن مجید ابدی و جاویدانی است ، این واقعه تاریخی نیز ابدی بوده و از خاطره ها محو نخواهد شد.
از مراجعه به تاریخ به خوبی معلوم میشود که روز هیجدهم ذی الحجة الحرام ، در میان مسلمانان به نام روز عید غدیر معروف بود ، تا آنجا که ابن خلکان در باره المستعلی بن المستنصر میگوید : در سال 487 هجری در روز عید غدیر که 18 ذی الحجة الحرام است ، مردم با او بیعت کردند. ( کتاب وفیات الاعیان ابن حلکان جلد 1 صفحه 6 ) و جناب ابوریحان بیرونی هم این روز را عید غدیر نامیده است و از از روزهای مشهور در میان امت اسلامی یاد کرده است.(کتاب ترجمه آثار الباقیه صفحه 395 از کتاب الغدیر امینی ).
ریشه این عید به خود روز غدیر بازمیگردد ، زیرا در آن روز پیامبر گرامی اسلام (ص) مهاجرین و انصار ، بلکه به همسران خود دستور داد که بر علی (ع) وارد شوند و به او در مورد چنین فضیلتی بزرگ تبریک بگویند.
زید بن ارقم میگوی دکه از مهاجرین جناب ابوبکر و عمر و طلحه و زبیر نخستین کسانی بودند که با علی (ع) دست بیعت دادند و مراسم تبریک و بیعت تا مغرب آن روز ادامه داشت.
در اهمیت این رویداد تاریخی همین اندازه کافی است که این واقعه را تعداد کثیری از صحابه رسول الله (ص) نقل کرده اند. که نه تنها این صحابی مشهور الحال نقل کرده اند ، بلکه در کتاب های دانشمندان اهل سنت نام صد ها تن دیگر نیز به چشم میخورد که این واقعه تاریخی را نقل کرده اند.
در قرن دوم هجری که زمان تابعان است ، هشتاد ونو تن از آنان به نقل این واقعه تاریخی پرداخته اند . راویان حدیث غدیر در قرن های بعدی همگی علمای اهل سنت هستند که تعداد آنها به 360 تن میرسد که این واقعه تاریخی غدیر را در کتاب های شان نقل کرده اند. در قرون بعدی هم تعادا زیادی از علمای اهل سنت تا عصر حاضر این واقعه غدیر را نقل کرده اند که جمعآ به 194 تن میرسند ، که گروهی از آنها تنها به نقل حدیث کفایت نکرده ، بلکه پیرامون و مفاد آن نیر مستقلآ کتاب های نوشته اند. جناب طبری در کتاب الولایة فی طرق حدیث الغدیر این حدیث را از پیامبر (ص) از طریق 75 تن از صحابی نقل کرده است. جناب ابن عقده در رساله ولایت این حدیث را از صدو پنج تن نقل کرده است ، و جناب ابوبکر محمد بن عمر بغدادی معروف به جمعانی این حدیث را از بیست وپنج طریق نقل کرده است. آقای احمد حنبل شیبانی از 40 طریق و جناب ابن حجر عسقلانی از 25 طریق و آقای جزری شافعی از 80 طریق و سند ، جناب ابوسعید سجستانی از 120 طریق و سند ، آقای ابوالعلاء هموانی از 100 طریق ، جناب ابوالعرفان حبان از 30 طریق و تعداد دیگر از علما که نام های شان مشخص است و به 26 تن میرسند این واقعه بزرگ تاریخی را در کتاب های شان نقل کرده اند.
بنآ این مجموعه نشان میدهد که واقعه تاریخی غدیر یک واقعه قطعی تاریخی است که هیچ شک و ترید در آن نیست و در میان احادیث اسلامی از قطعیات میباشد. بنابرین بحث را بطرف مفاد حدیث میبریم و کلید فهم این حدیث را که معنی مولی در جمله معروف پیامبر (ص) من کنت مولا فهذا علی مولاه وارد شده است ، برده تا فهم و معنی آن را روشن سازیم.
کلمه ولی گرچه بر حسب لغت در معانی مختلف استعمال شده است ، ولی به اتفاق علمای عامه از همه معنای که بر این لغت داده اند ، فقط دو معنی مقصود بوده است.
معنی مالک که به معنی تصرف گرفته است که همان اعتقاد امامیه میباشد. و معنی محب و ناصر است که همان اعتقاد اهل سنت میباشد. پس به اتفاق علمای اهل سنت به غیر ازاین دو معنی به سایر معانی استمال نگردیده و منظور نبوده است ، که اکنون به لفظ مولی که به معنی مالک و تصرف آمده است ، میپردازیم.
اگر به قسمت اول حدیث که قبل از جمله من کنت مولی فهذا علی مولاه آمده است توجه شود که پیامبر (ص) فرمود: الست اولی بکم من انفسکم .....که شاهد است بر اینکه کلمه مولی نیز در قسمت وسط حدیث جا گرفته و به معنی اولی ( سرپرست و ولی ) است که خلاف به دو معنی میباشد و فقط همان یک معنی را ثابت میکند. زیرا رسول گرامی (ص) درین جمله شان که بر گفته از آیه قرآن است اولیت و اطاعت خود را از مردم اقرار گفته است ، که بلافاصله میگوید : من کنت مولا فهذا علی مولاه ... که هر خردمند بیغرض درک میکند که قطعآ از کلمه مولی در جمله پیامبر (ص) همان معنی اراده شده است که در قالب استهفام اقرار گرفته شده است.
جناب حاکم نیشابوری در کتاب مستدرک علی الصحیحین از زید بن ارقم نقل میکند که پیامبر (ص) در غدیر خم فرمود: یا ایها الناس من اولی بکم من انفسکم ؟.. قالوآ : الله و رسوله اعلم ، قال : من کنت مولاه فعلی مولاه. پس روشن است که حضرت رسول اکرم (ص) اولویت شانرا نسبت به همه پرسش نموده و در مقام جواب که به آن حضرت (ص) واگذار گردید ، فرمود : من کنت مولاه فهذا علی مولاه . و تردیدی نیست در اینکه پیامبر (ص) درین بیان هم اولویت خود را اظهار کرده و هم اولویت علی (ع) را ثابت نموده است.
در بعض طرق دیگر مانند کتاب الصواعق المحرقة آقای طبرانی نقل این موضوع در قالب تعبیر دیگری آمده است : و ان الله مولای ، و انا مولی المومنین ، اولی بهم من انفسهم ، فمن کنت مولاه فهذا مولاه ... یعنی علیآ مولاه .... که درین تعبیر پیامبر (ص) پس ازآنکه خداوند (ج) را مولای خود و خود را مولای مومنین معرفی میکند و کلمه مولی را خود آن حضرت (ص) به اولی تفسیر میکند ( اولی لهم من انفسهم ) به یقین مبین و مفسر کلمه مولای است که اولویت علی (ع) را تفریر بر اولویت خود بر مؤمنین کرده و دلالت این حدیث بر معنی رهبر و سرپرست و ولی از قطعیات است.
در بعض از کتب دیگر در طرق این حدیث ، به حدیث ثقلین ( انی تارک فیکم الثقلین ، کتاب الله و عترتی اهل بیتی ) تصریح فرموده که به پایان زندگی خودش اشاره نموده و مسؤلیت خطیر خود را دربرابر خدا و امت متذکر گردیده و سپس به حدیث غدیر لب گشوده است.
از مجموع این بیانات یقینآ به دست میآید که در مقام یک بیان بسیار خطیر و مهمی بوده و آن نیست مگر مسله خلافت و امامت حضرت علی (ع) ، که اگر قصد پیامبر (ص) تکلیف مردم بر محبت و دوستی نسبت به علی (ع) بوده باشد ، این همه تاکیدات لزومی نداشت ، زیرا محبت علی (ع) نیازی به بحث رحلت خودش نداشت و ازین گذشته محبت علی (ع) امتیازی برای وجود مقدس اش نبوده است ، چون که همه اهل ایمان را قرآن کریم برادر و دوست یکدیگر قرار داده است و این مطلب بر همه آشکار بود ، و در ضمن محبت علی (ع) قبل از واقعه غدیر بر همه اصحاب معلوم و هویدا بود و کسی نبود که محبت پیامبر (ص) را نسبت به علی (ع) و محبت علی (ع) را نسبت به همه صحابی از زبان پیامبر (ص) نشنیده بوده باشد.
پس از پایان سخنان پیامبر (ص) جناب ابوبکر و عمر آمدند و به حضرت علی (ع) بخ بخ ..... هنیئا لک ... گفتند و این تهنیت نشان میدهد که رسول خدا (ص) حضرت علی (ع) را در منصب جدید معرفی فرموده است ، که اگر تنها ابلاغ دوستی و محبت به آن حضرت (ع) بود ، این تهنیت و شادباشی لازم نبود. زیرا امت اسلامی پیش ازین نیز مؤظف به دوستی یکدیگر شده بودند.
ازهم جالب تر داستان حارث بن نعمان فهری است که اگر از سخنان پیامبر (ص) فقط دوستی و محبت را فهمیده بود ، عقده ای در دل او پیدا نمیشد و از سفارش نسبت محبت به علی (ع) رنجی نمیبرد ، که آنطور رسول الله (ص) را مورد خطاب بی ادبانه خود قرار دهد و با کمال تجاسر برآن حضرت (ص) اعتراض نماید و تقاضای نزول عذاب کند. سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ . لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ . مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ... پرسندهاى از عذاب واقعشوندهاى پرسيد. كه اختصاص به كافران دارد و آن را بازدارندهاى نيست .و از جانب خداوند صاحب درجات و مراتب است. ( سوره معارج آیات 1-3 ) حرکت حارث بن نعمان فهری و نزول آیه شریفه تآئید میکند که بطور یقین نامبرده از سخنان پیامبر (ص) امامت و خلافت را فهمیده است که آنطور مشوش شده و بر پیامبر (ص) اعتراض کرد و خواهان عذاب الهی شد که در واقع هم به آن عذاب مبتلا گردید.
از همه مهم تر دعایی است که رسول اکرم (ص) در مقام تعین وصی و جانشین کرده است که اگر مقصود از آن القاء دوستی و محبت با علی (ع) باشد ، اینگونه دعا و نفرین هیچ تناسب ندارد. ، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ، وانصر من نصره و اخذل من خذله
بنآ از مجموع این موضوعات ، واقعه غدید خم به یقین حاصل میگردد که رسول اکرم (ص) در صدد نصب جانشین و خلیفه بعد از خود بوده است ، زیرا این آخرین سفر پیامبر (ص) به خانه خدا (ج) بود که به مدینه باز میگشت و چون به جحفه رسیدند ، در آن هوای سوزان و داغ آنهم در وسط روز در شدت حرارت آفتاب فرمان داد تا آنان که جلو رفته اند باز گردند و جماعتی که هم عقب مانده است ملحق شوند و بعدآ در حضور تقریبآ 120 هزار انسان منبری تشکیل دادند و خطبه مفصلی را پیش از معرفی حضرت علی (ع) به جانشینی اش ایراد کردند ، تا زمینه را برای این مآموریت الهی و آسمانی مهیا نمایند . بعدآ عمامه شانرا بر سر حضرت علی (ع) گذاردن و او را بر روی دست بلند کردند ، تا جایکه سفیدی زیر بغل شان نمایان شد و بر قرب رحلت خود اشاره نمودن و پس از معرفی علی (ع) آیه شریف اکمال دین و اتمام نعمت نازل گردید و آیه عذاب هم بر حارث بن نعمان فهری فرود آمد ، که همه اینها قرائن قطعیه و مجموعآ دلیل محکمی است بر اینکه جز اعلام امامت و خلافت علی (ع) نمی تواند مقصود چیز دیگری باشد. به خصوص که این مآموریت در آیه شریفه ابلاغ بدان اهمیت تلقی گردیده که رسول اکرم (ص) به خطاب وإن لم تفعل فما بلغت رسالته مخاطب گردیده است و نیز در ذیل آیه شریفه همین مقصود تآئید گردیده ، زیرا اگر القاء دوستی حضرت علی (ع) مقصود میبود ، دیگر خوفی در میان نبود که خداوند متعال وعده حفظ به آن حضرت (ص) را بدهد. با این همه قرائن ، مسلمآ هیچ تصور نمیرد که هیچ صاحب شعوری گرچه عالم هم نباشد ، منظور حقیقی را درک ننموده و به حقیقت امر نرسیده باشد. حتی اشعاری که حسان بن ثابت در موضوع غدیر خم سروده است ، نیز دلالت بر همین موضوع جانشینی دارد نه دوستی.
آنعده از علمای اهل سنت و جماعت که کلمه مولی را به معنی اولی ( سرپرست ) تفسیر کرده اند ، زیاد هستند ،
که یکی از آنها کتاب شمس الاخبار صفحه 38 از صلوة العارفین با ترجمه حسین با اسماعیل جرجانی است که علی بن حمید قریشی نقل نموده است ، که چون از پیامبر (ص) معنی من کنت مولاه فهذا علی مولاه را جویا شدند ، آن حضرت (ص) فرمود : الله مولای ، اولی بی من نفسی لا امرلی معه و انا مولی المومنین ، اولی بهم من انفسهم لا امرلهم معی ، و من کنت مولاه اولی به من نفسه لا امره له معی فعلی مولاه ، اولی به من نفسه لا امر له معه. خداوند مولای من است ، سزاوارتر به من از خودم میباشد ، با وجود او امری برای من نیست و من مولای مؤمنان هستم که سزاوارتر به آنها از خودشان هستم ، با وجود من امری بر آنان نیست و هر کس من مولای اویم که سزاوارتر به او از خود او هستم ، علی (ع) مولای اوست که سزاوارتر به او از خودش میباشد و امری برای او با وجود علی (ع) نیست.
دومین کسی که به تفسیر کلمه مولی تصریح فرموده است حضرت امیر المؤمنان علی (ع) است که جناب سلیم بن قیس هلالی در حدیث مفصلی نقل نموده ، تا انجا که رسول اکرم (ص) فرمودند : ایها الناس ، ان الله مولای و انا مولی المؤمنین و اولی بهم من انفسهم من کنت مولاه فعلی مولاه ، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ، وانصر من نصره و اخذل من خذله . ای مردم خداوند مولای من است و من مولای مؤمنان هستم و سزاوارتر و اولی به ایشان هستم از خودشان ، پس هر که من مولای او هستم ، علی (ع) هم مولای او است . خدایا دوست بدار آنکه علی (ع) را دوست دارد و دشمن بدار آنکه علی (ع) را دشمن بدارد و یاری کن آنکه علی (ع) را یاری کند و خوار کن آنکه علی (ع) را خوار کند. سپس جناب سلمان فارسی به پیامبر (ص) عرض کرد : یا رسول الله ، ولا کماذا ؟؟ ... قال : ولاء کولای ، من کنت اولی به من نفسه فعلی اولی به من نفسه. .... یا رسول الله ، والای او چگونه است ؟؟؟.. پیامبر (ص) فرمود : ولای او مانند ولای من است ، هر کس من والی به او از خودش هستم ، علی (ع) نیز اولی به او از خودش میباشد.
جناب میر سید علی همدانی در کتاب مودة القربی این حدیث را چنین آورده است ، که پیامبر (ص) فرمود : معاشر الناس ، الیس الله اولی به من نفسی یآمرنی و ینهانی مالی علی الله امر و لانهی ؟؟..قالوآ : بلی یا رسول االه . قال : من کان الله و انا مولاء فهذا علی مولاه یأمرکم و ینهاکم ، مالکم علیه من امر و لا نهی ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله ، اللهم انت شهید علیهم انی قد بلغت و نصحت..... ای گروه مردم ، آیا خداوند سزاوارتر و اولی به من از خودم نیست که امر و نهی میکند مرا و مرا بر خداوند امر و نهی نیست ؟؟. گفتند : بلی ای رسول خدا (ص) . پیامبر (ص) فرمود : هر کس که خدا و من مولای او باشد ، پس این علی مولای او است. امر میکند شما را و نهی میکند شما را وبرای شما امر و نهی نیست ، خدایا دوست بدار دوستدار علی (ع) را و دشمن بدار دشمن علی (ع) را و یاری کن یاری کننده علی (ع) را و خوار کن خوارکننده علی (ع) را . خدایا تو شاهد هستی بر این مردم که من ابلاغ کردم و نصحیت نمودم اینان را .
آنچه در مورد غدیر خم و اعلان ولایت و جانشینی علی (ع) بعد از رسول الله (ص) قابل اهمیت است ، این است که بعد از اعلان موضوع جانشینی علی (ع) و گذاشتن عمامه به حیث تاج گذاری از طرف پیامبر (ص) ،همه مردم آمدند و به علی (ع) به حیث ولی الامر مؤمنین بعد از پیامبر (ص) تبریک گفتند که از جمله جناب ابوبکر و عمر هم از کسانی هستند که تبریک گفتند. که موضوع تبریکی و تهنیت تا وقت نماز مغرب ادامه داشت و جناب ابوبکر و عمر اولین کسانی بودند که به امام علی (ع) چنین تهنیت و تبریک گفتند : هنیئا لک یا علی ابن ابیطالب ، اصبحت و امسیت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنه ( کتاب صواعق المحرقة ابن حجر مکی صفحه 26 و کتاب کفایة الطالب گنجی شافعی صفحه 62 و کتاب فیض القدیر مناوی شافعی جلد 6 صفحه 218 و کتاب شرح المواهب اللدنی زرقانی مالکی جلد 7 صفحه 13 و کتاب فتوحات اسلامیه زینی دحلان جلد 2 صفحه 306 )
در این جا به طور اختصار باید گفت که آنهای که میگویند که معنی مولای و مولی به معنی دوست است ، دچار مغالته و اشتباه بزرگی شده اند ، زیرا درین جملات جناب ابوبکر و عمر به صراحت ولایت علی (ع) را تبریک و تهنیت میگویند ، آنجا که میگویند که ای فرزند ابوطالب از این روز به بعد ( اصبحت ) تو ولی امر ما شدی. زیرا اگر منظور فقط دوستی بوده باشد ، این دوستی که از قبل ها برای همه مسلمین واضح بود و خداوند در آیات متعدد مسلمانان را قبل از واقعه غدیر برادر و دوست یکدیگر خوانده است. وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ .... مردان و زنان با ایمان ولی و دوست یکدیگر اند. ( سوره توبه آیه 71 ) و دیگر لازم نبود که جناب ابوبکر و عمر کلمه اصبحت را استعمال کنند.
بنآ اگر کسی بگوید هدف از حدیث ، بیان مراتب دوستی و نصرت حضرت علی (ع) است و مولی به معنی محب و ناصر است ، یک نوع اشکال تراشی کودکانه است و از تعصب های کورکورانه مایه میگیرد، در حالیکه به حکم قرائن پیشین و شواهد دیگر که با دقت در سراسر خطبه پیامبر (ص) به دست میآید ، مولی درین جمله یک معنی بیش ندارد و آن اولی به تصرف است. دلیل دیگر براین مطلب سوال جناب سلمان فارسی از رسول گرامی اسلام (ص) است که وقتی که آن حضرت فرمود : من کنت مولاه فهذا علی مولاه ، اللهم وال من والاه و عاد من عاده .... درین موقع جناب سلمان از پیامبر (ص) سوال کرد : علی (ع) چگونه بر ما ولایت دارد ؟؟ .. پیامبر (ص) فرمود : ولاء کولائی ، من کنت اولی به من نفسه ، فعلی اولی به من نفسه ( کتاب فرائد السمطین آقای حمویی جوینی باب 58 ) ... ولایت علی (ع) بر شما بسان ولایت من است بر شما . هرکس که من به جان وی اولویت دارم ، علی (ع) نیز بر جان او اولویت دارد.
از آنچه که شرح داده شد ، مشخص میگردد که علاوه بر مورخان که به تناسب فن خودشان به واقعه غدید خم نگاهی موشکافانه دارند ، واقعه غدیرخم از آن جهت که حدیثی قطعی و متواتر است و کار یک محدث ، شناسایی احادیث معتبر و دقت بر روی مفاهیم آنها است ، مورد توجه خاص محدثین قرار گرفته و داری آیه های خاص از قرآن کریم میباشد که جایگاه ویژه ای برای غدیر خم در کتب مختلف حدیثی و تاریخی باز کرده است.
غدیر خم منشأ بحث های گوناگون در کتب تفسیری و تاریخی با تکیه بر مفاهیم این آیات و اثرات شگرف اعتقادی بر آن میباشد . حتی لغویین نیز توجه خاص خویش را به آن معطوف داشته اند و به هنگام شرح و توضیح کلمه غدیر خم ( که نام محلی است ) به اصل این رویداد اشاره نموده اند. ادیبان و شعرای بسیاری در میان امت اسلامی در طول 14 قرن ، از همان لحظۀ وقوع و درهمان صحنه گرفته تا روزگار معاصر ، همواره این واقعه بزرگ را در آثار و اشعار خویش توصیف و تشریح نموده اند. که همه این مطالب دست با هم داده تا جاودانگی غدیر خم را و حقانیت امامت علی (ع) و بعد ازایشان فرزندان شانرا (ائمه علیه السلام ) را به طور مطلق واضح میسازد و بیان میکند.
الهی چنان کن که پایان کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
تهیه و ترتیب :
احمد راتب نجم ، تاریخ 30 ماه جنوری سال 2016 ، آلمان
+ نوشته شده در شنبه دهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 13:13  توسط احمد راتب نجم
|