|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ حمد و ستايش خداي را كه مالك حقيقي اوست و درود بر پيامبر و خاندان او باد كه رهبران امت هستند و قرآن كتاب ماست كه سخن به حق مي گويد. سوريه قتلگاه سلفي هاي افراطي قبل از آنكه به اين موضوع بپرداذيم ،لازم است كه چند موضوع را راجع به سلف و سلفي گري بدانيم ، تاديده شود كه دراين جنگ خانمان سوز در سوريه هدف و جنايات دربرابر ملت اين سرزمين ، چه از طرف دولت خائين بشرالاسد و چه از طرف سلفي هاي افراطي كه براي كشتن وغارت كردن و تجاوز برمردم و ناموس ملت سوريه آماده شده اند.از كدام مخزن آب ميخورد. واين كه مسلماني را به نام كافر وخارج از دين ميكشند و رهبران شان هم دراين مورد فتوا ميدهند وتحريك ميكنند كه شدت عمل زيادتر گردد، روي چه محورعقيدتي ميچرخد.سلف در معني لغوي به پيشين است. ابن منظور در كتاب لغت نامه لسان العرب ميگويد كه سلف ، يسلف ، سلفآ و سلوفآ به معني يپشي گرفتن را ميگويد وسالف يعني پيشي گيرنده وسلف وسلفه يعني جماعت پيشي گيرنده را گويند. ابن فارس در كتاب معجم مقاييس اللغة ميگويد كه سلف اصلي است كه دلالت بر تقديم و سبقت دارد و سلف كساني هستند كه گذشته اند.آقاي جوهري در كتاب صحاح الاغة مينويسد كه سلف و يسلف و سلفآ به معني گذشته آمده است و سلف الرجل يعني پدران گذشته كه مرده اند. بنآ از خلال اين همه معناي در كتب لغت استفاده ميشود كه سلف در لغت به معني تقدم زماني است ، وهرزماني نسبت به زمان آينده سلف و نسبت به زمان گذشته خلف است.آقاي سمعاني در كتاب الفكر السلفي ميگويد كه سلفي بر گروهي گفته ميشود كه با همين معاني لغوي كه در بالا گذشت شناخته شده اند. آقاي داكتر محمد سعيد رمضاني بوطي در كتاب السلفية مرحلة زمينة اش ميگويد كه سلف در اصطلاح بر كساني گفته ميشود كه در سه قرن اول اسلام مي زيسته اند. داكتر يوسف قرضاوي در كتاب الصحوة الاسلامية ميگويد كه سلف عبارت از همان قرن اول اسلام است كه صحابي رسول الله (ص) زندگي داشتند و زماني است كه فهم اسلام ، ايمان ، سلوك و التزام درآن تحقق يافت. و سلفي گري عبارت از رجوع به آنچه كه سلف اول درفهم دين اعم از عقيده و شريعت و سلوك داشتند ، ميباشد. آقاي احمد بن حجر آل ابوطامي در كتاب العقايد السليفة اش مينويسد گه گروه سلفي كساني هستند كه آنچه صحابه ، تابعين ، اتباع آنان وائمه فقه بدان معتقد بوده اند ، ميباشند.آقاي محمد ابوزهردركتاب المذهب الاسلامية اش مينويسد كه مقصود از سلفي ها ، كساني هستند كه در قرن چهارم هجري ظاهر شدند وتابع احمد بن حنبل بودند وگمان ميبردند كه تمام آرايشان به احمد حنبل منتهي ميگردد . وكسيكه عقيده سلفي گري را زنده كرد و براي آن جهاد نمود شيخ الاسلام ابن تيميه درقرن هفتم هجري است . او شديدآ مردم را به اين روش دعوت ميكرد كه با مخالفت هاي كثيري ازعلماي اهل سنت وجماعت رويرو شد ، كه باعث تكفيرش گرديد، تا آنكه در قرن دوازدهم هجري آراء و نظريات او توسط محمد بن عبدالوهاب در جزيرة العرب احياء شد و تا كنون وهابيون را زنده نگه داشته است. با دريافت نتيجه ازاين تعريفات چنين حاصل ميشود كه حقيقت بين سلفيه وسلفي گراي و وهابيت امروزي فرقي نيست. آنان دوروي ازيك سكه هستند كه وهابيون امروزي همان عقايد سلفيه اي گذشته را دارند. اين ها در داخل جزيرة العرب عبارت ازهمان حنبلي هاي وهابي هستند ، كه زمانيكه افكار شانرا به خارج صادر ميكنند به اسم سلفي ياد ميشوند. كه گروه امروزي وهابيت نشآت گرفته ازسلفيت محمد بن عبدالوهاب است كه مردم را به افكار وانديشه هاي ابن تيميه دعوت كرد. روي اين شناخت، سلفيون معاصرعبارت ازهمان پيروان ابن تيميه هستند كه آنان او را امام و مرجع خود ميدانند ودوست هم ندارند كه كسي آنها را وهابي بنامند وازاين نام هم خيلي ناخشنود ميشوند . لذا ادعا ميكنند كه پيروي مذهب سلف صالحند و قصدشان از سلف صالح همان محدثين مجسم از قيبل ابن تيمه و ابن قيم جوزي و امثال آنها است. كساني كه ميخواهند به اسلوب و روش هاي سلفيان عصرحاضر آگاهي پيدا كنند ، بايد تاريخ سلفيان پيشين را مطالعه كنند ، زيرا سلفيه جديد ادامه راه و روش سلفيه قديم است كه افكار وانديشه ها وعقايد آنها را موبه مو تعقيب واجرا ميكنند . كه در اين جا براي شناخت افكاروانديشه هاي آنها فقد به يك موضوع خيلي اساسي كه درافكار سلفي گري خيلي مشهود است نظري كوتاهي مياندازيم تا ديده شود كه اين گروه دركدام چوكات از روش ها وافكارحركت ميكنند. ابن تيميه حــراني كه متفكر وامام و پيشواي افكاري اين گروه است در باره جايگاه عقل چنين ميگويد : كساني كه ادعا تمجيد ازعقل را دارند ، درحقيقت ادعاي تمجيد از بتي را دارند كه آن را عقل ناميده اند. زيراعقل درهدايت وارشاد بشررولي ندارد، فقد رسولان الهي هستند كه اين وظايف را انجام داده ميتوانند.( كتاب موافة صحيح المنقول لصريح المعقول جلد 1 صفحه 21 ) براي شناخت بهتر اين گروه خوب است كه يك فهرست كوچك ازافكار وانديشه هاي وهابيت داده شود : 1 : اعتقاد به جسمانيت خداوند و تشبيه او به خلق . 2 : بي احترامي و دشمني نسبت به اهل بيت پيامبر (ص) . 3 : نسبت دادن شرك و كفر و بدعت گذاري به مخالفين خود . 4 : دشمني با فرقه هاي ديگر اسلامي ومخالفت با تقرب مذاهب و اديان . 5 : مخالفت با تصوف اسلامي ومظاهرآن ازقيبل مجالس ذكردست جمعي ومخالفت با زيارات قبور اوليائ خدا (ج) 6 : بي اعتنايي به مفسران قرآن و كتاب هاي تفسيري ومخالفت با تأويل و مجاز كه ازاصول فهم لغت عربي واسلوب آن ميباشد. 7 : بازي كردن با احاديث نبوي وتناقص گوي درحكم آن.8 : مخالفت باعقل وعقلانيت و گفت و گو و بحث هاي كلامي.9 : عدم اعتراف به اجماع ، مگردر مسائلي كه موافق با مراد آنان است. براي شناخت ريشه اصلي ظهور سلفي گري و وهابيت بايد كه به تاريخ بنياد اين گروه رجوع كرد و مطالعه نمود . كه در اين جا بازهم به طوراختصار اراء ميشود. طرح ايجاد افكار وهابيت ( انديشه هاي ابن تيميه ) توسط محمد بن عبدالوهاب در قرن دوازدهم هجري در بدترين شرايط تاريخي واوضاع بسيار نامناسب سياسي صورت گرفت. زمانيكه دولت هاي غربي بلخصوص بريتانياي كبير از پيشروي واخلال درمفكوره هاي اسلامي در بين جوامع اسلامي نا اميد شد ، درصدد اين شد تا با ايجاد تفرقه هاي فكري ديني ومذهبي دربين خود مسلمانان از طريق خود مسلمين ، موفق به ايجاد پراگنده گي ونفاق دربين امت هاي اسلامي شود. و براي اين منظورش به اشخاص جاهل وخودخواه و قدرت طلب ضرورت داشت. از آنجا كه محمد بن عبدالوهاب ازچهره هاي شناخته شده در بد بيني وتهمت گرايي ونفاق در بين مسلمين بود ، از مدت زيادي زير نظرحكومت استعماري انگليس كه در منطقه حضور داشت ، بود . از طرف ديگر درمنظقه عييه شخصي بنام محمد بن سعود ( جد آل سعود ) حكومت ميكرد كه از يك طرف مردغداروسرسپرده دولت انگليس شده بود واز طرف ديگر آرزوي حكومت برتمام جزيرة العرب را داشت . دولت انگليس چون وجود اين دو شخص را براي پيشبرد مقاصدش خيلي به جا و درست ميدانست ، با آل سعود در تماس هاي سياسي شد ، ووعده هاي براي او داد تا با همدست شدن با محمد بن عبدالوهاب كه درآن زمان از آوازه ديني برخوردار بود ، در پيشرفت قدرت وحكومت اش تحت نام دين و مذهب استفاده ببرد. روي اين منظور در سال 1157 هجري ( 1750 ميلادي ) درمركز قدرت آل سعود بين محمد بن عبدالوهاب وآل سعود پيمان همكاري به كمك دولت انگليس به امضا رسيد كه براي استحكام اين عقيد ، ازدواجي هم بين محمد بن عبدالوهاب و يكي از دختران فاميل هاي آل سعود صورت گرفت. بدين ترتيب دوهمكار سياسي و ديني براي توسعه افكار ودولت شان به جان ملت عرب افتادند كه با توسعه درحكومت شان هزاران انسان به خاك وخون كشيده شد. هرانساني كه افكار وانديشه محمد بن عبدالوهاب را نمي پذيرفت بنام مرتد و خارج ازاسلام به قتل و نابودي سوق داده ميشد. درطول حملات كه اين دو رفيق همدست بر مناطق حجاز كه همه آنها مسلمان بودند ، انجام دادند ، اضافه از چندين هزار انسان پاك ومسلمان و بي گناه به نابودي رفت ، واين كشت و كشتار آل سعود با همدستي محمد بن عبدالوهاب از زمان 1157هجري شروع شد وتا سال 1179 به شدت اش افزوده شد ، كه تا زمان حكومت عبدالعزيز بن محمد اين جنايات دادمه داشت ، كه در طول اين چند سال كوتاه آنها موفق شدند كه حكومت شانرا دراكثر مناطق حجازمحكم كنند واين كشت وكشتار مسلمين توسط حكام آهل سعود ورهبري محمد بن عبدالوهاب جريان داشت ، تا اين كه اين مرد جاني و خونآشام درسال 1206 هجري مرد ، ولي پيروان او تا امروز روش و رفتار او را كه عبارت از كشت و كشتار مسلمين و تكفير آديان مختلف ومذاهب اسلامي وقتل وآدمكشي و تروراست ادامه ميدهند كه ما شاهد برجسته اي ازاين مفكوره را دربين پيروان بن لادن ( القاعده ) و طالبان درافغانستان وسلفي هاي افراطي درعراق وپاكستان ومخصوصآ درجنگ هاي امروزي سوريه به وضوح مشاهده ميكنيم ، كه با چه نوع از قساوت قلب و دور از فهم بشري وشرافت انساني ، انسانها را سر ميبرند ، قتل هاي دسته جمعي ميدارند وهركس را كه با افكارومفكوره هاي شان درتضاد باشد به اسرع زمان نابود ميكنند. كشتارهاي انتحاري درعراق وافغانستان وپاكستان وامروزهم در سوريه از دستآورد هاي مفكوره وهابيت دربين امت اسلامي ميباشد. ولي ازآنجا كه حوصله امت اسلامي ازين كشتار ها و ترورهاي دسته جمعي به لب رسيده است ، مقاومت بزرگ در برابر اين گروه سلفي افراطي از جوامع مختلف اسلامي شروع گرديده است ، كه سر زمين سوريه براي اين گروه سلفي افراطي ميدان نابودي و قتلگاه آنها قرار گرفته است ، كه چه از طرف ملت غيورسوريه وچه از طرف دولت بشر الاسد وچه از مقاومت هاي حزب الله هاي لبنان ، جنگ سوريه به گودال و قتلگاه اين جانيان جنايتكار سلفي افراطي تبديل گرديده است ، كه ازهرطرف مورد هجوم ونفرت ملت هاي شريف مسلمانان قرار گرفته اند وبه لجنزاري درگير شده اند كه راه نجات برايشان روزبروزتنگ ميگردد. زيرا اين سلفي هاي لفراطي به بهانه هجوم برحكومت غاصب بشر الاسد ، نه تنها برقتل ملت بي گناه سوريه بنام سني وشيعه ميپردازند، بلكه با هجوم بر مقدسات اسلامي ازجمله تخريب قبورصحابي رسول الله (ص) وهجوم بر مقبره نواسه پيامبر (ص) زينب بنت علي ابن ابوطالب (ع) وتخريب قبر دختر حسين بن علي (ع) وبا كشتارهاي دسته جمعي وسربريدن ها و پاره كردن سينه هاي مخالفين وبه دندان گرفت قلب آنها ( روش هنده جگرخور، جده بزرگ شان ) انزجار وتنفر و نفرت ملت اسلامي را به بار آورده اند، كه امروز همه درتلاش و جهد هستند تا اين غده سرطاني را كه دامن پاك اسلام عزيز را آلوده كرده است ازصف مسلمين دور بيندازند وبه بادران شان چون اسرائيل وانگليس ودولت غاصب آل سعود تحويل بدهند. زيرا در طول تاريخ ازهيچ مسلماني واقعي و پاك ، درتاريخ دنيا اين نوع جنايات وسر بريدن ها و واسكت كشيدن ها و انفجارهاي انتحاري در مساجد و عبادتگاه هاي مسلمين ديده نشده است. كه چه در صدراسلام وچه درديگرجنگ هاي دفاعي كه در ادوار مختلفه از طريق مسلمانان انجام شده است ، فقد به دفاع دشمن بوده است وبه مجرد ختم جنگ ، اثري ازكشتار وخون آشامي ديده نميشود ، مگر اينكه سركرده اي و يا سپاه اي به خودسري خودش چنين اعمالي را انجام داده باشد. ولي متآسفانه درحركات وهابيت سلفي افراطي ، ما درهرمقطع از زمان و درهرقسمت ازاين كره خاكي ، انواع از جنايات وآدم خوري ها و قتل هاي دسته جمعي وقتل هاي انتحاري به كثرت مشاهده ميكنيم كه هيچ كدام آن به افكار و روش ومقاصد اسلامي مسلمانان ودين مقدس اسلام و سيرت نبوي واهل بيت و روش صحابه برابر نيست ، وهيچ انسان و بشري چنين اعمال را تصديق وتقديرنميكند، چه رسد به مسلمانان كه انسان هاي با رحم و با صبر وبا گذشت هستند ودرهركاروهرعمل با خداي شان حضور قلب دارند ، وسيره پيامبرشان رهمنا وهدايتگر شان است ، تا دست از پا خطا نكنند. طوريكه در بالا ذكر كرديم دولت انگليس اززمان طويل المدت به اين سياست است كه براي دست يابي به سرمايه هاي شرق بايد يگانه مدافع اين ثروت ها را كه اسلام است ازبين بردارد ودرطول اين مدتي كه اين ايدلوژي را دارد به اعمال زيادي دست زده است از جمله با گروه ها وگروپ هاي دست نشانده اش در تماس ميشود تا اين اهداف اش را برآورده سازد. مثلآ براي چپاول سرمايه هاي عرب حكومت دست نشانده اي آل سعود را دارد. و يا براستحكام دولت اسرائيل درمنظقه كساني را ضرورت دارد تا با آنها همگام بوده و دررفع خطرات بردولت اسرائيل هم گام باشد. روي اين هدف با پيمان مثلت با دولت اسرائيل وعربستان وخودش (انگليس ) به اين تلاش است تا كسانيكه و يا دولت هاي كه موجوديت وجود دولت اسرائيل را درمنطق نميخواهند ازسر راه بردارند. كه بعد از پيمان سه گانه توسط دولت انگليس واسرائيل وعربستان سعودي ، تصميم به عمل آمد تا در براندازي دولت سوريه و بعدآ دولت اسلامي ايران و گروپ حزب الله لبنان اقدام به عمل آيد تا در آينده خطر بزرگي براي توسعه سرزمين هاي اشغالي اسرائيل وجود نداشته باشد. روي اين هدف دولت عربستان با ارسال گروه اخوان المسلمين شناخته شده اش ( گروه القاعده ، وهابيون افراطي و گروه اخوان المسلمين افراطي ) وكمك هاي وسيعي نظامي ازطرف امريكا وانگليس و دستگاه استخباراتي اسرائيل براي توليد هرج ومرج درداخل خاك سوريه كه منجر به نابودي دولت بشر الاسد ( ديكتاتور ) شود ، اقدام به عمل خيلي خطرناك نمودند. زيرا همه آنها ميدانستند كه بشرالاسد كسي نيست كه او را به اين آساني ازپادرآورد وحكومت چندين ساله او را به اين آساني سرنگون كرد. بنآ با اراسال يك گروه جاهل و بي تجربه سلفي افراطي در جبهه جنگ سوريه نه تنها كاري را از پيش برده نتوانتستند ، بلكه باعث قتل هاي بي دليل و كشتار هاي بي مورد و شرم گين شدند كه امروز خودشان در بحث هاي سياسي و رسانه اي شان چه در تلويزون ها و چه در ديگر قسمت از مطبوعات به اين اشتباه شان اقرار دارند و تلاش جدي به خرچ ميدهند كه روابط شانرا با گروه ضاله سلفي افراطي وهابيت به پايان برسانند. از آنجا كه اين گروه سلفي افراطي بي تجربه دربرابر قواه منظم سوريه قرارگفتند و به شكست هاي متعدد مقابل شدند ، شروع كردند به جنايت ها وآدم كشي ها درمناطق وقريه و شهرهاي مردم نشين ، وهركسي را كه با آنها همكاري نميكردند به قتل ميرسانيدند . اين عمل باعث شد كه دولت بشر لاسد با تهاجم عظيم عسكري آنها را به عقب بزند كه در خلال اين زدوخورد ها ملت بيگناه سوريه قرباني حماقت هاي گروه سلفي افراطي و سپاه بشرالاسد گرديدند ، كه منجر به فرار ومهجرت ازخانه وكاشانه هايشان گرديدند ، وشد آن چيز كه نبايد ميشد. ومردم سوريه ازهردو جانب چه دولت بشرلاسد ( اين جنايتكار بزرگ ) وچه جنايتكاران وهابي سلفي افراطي به كشتارهاي دسته جمعي روبرو گرديدند وهزاران انسان بي گناه بدون جرم وگناه به قتل رسيدند و بي خانمان گرديدند. كه همه اين بدبختي هاي ملت مظلوم سوريه ، جهالت و بي تجربه گي وهابيون سلفي افراطي درصحنه هاي جنگ ميباشد . وازآنجا كه موفق به اهداف شان نشدند ، دست به جنايات ديگري زدند تا جبران شكست هاي شانرا كنند وآن حمله به مقدسات مسلمانان از جمله تخريب قبور اولياي خدا (ج) و صحابي پيامبر (ص) واهل بيت رسالت است ، كه منجر به تنفر شديد ملت مسلمان سوريه و ديگر مسلمانان جهان گرديد . تا اينكه براي ختم اين جنايات ، دولت ايران درخفا وحزب الله لبنان به طورعلني بناي مبارزه و قيام را در برابر اين گروه سلفي افراطي گذاشت و به اندك زماني آنها را از مناطق شيعه نشين سوريه شكست دادند و اخراج نمودند.اين شكست هاي نابهنگام گروه سلفي افراطي سبب شد كه تا اينها براي جبران اين شكست هاي شان بناي كشت و كشتارهاي بي دليل را گذاشتند، كه امرورزما شاهد قتل هاي بيشماري ازاين جانيان احمق و بي شعوركه كوچكترين تجربه جنگي و نظامي ندارند ، هستيم . از آنجا كه ديگر راهي جز فرار برايشان نمانده است به تخريب كاري ها و قتل هاي دسته جمعي در سوريه پرداخته كه حتي درمحافل غرب اعتراض سياست مردان غرب درسرتاسر اروپا بلند است كه به اين جنگ خاتمه داده شود. در حاليكه خودشان اين گروه را مهيا كردند ، اصلحه دادند و كمك هاي اقتصادي نمودند وبا يك قشون مجهز بطرف سوريه ارسال كردند ، ولي امروز با اين جنايات و قتل هاي دسته جمعي در برابر ملت بي گناه سوريه ، به اشتباه شان پي برده اند كه اين گروه ضاله سلفي افراطي براي اهداف شان مفيد نيست وبايد چاره اساسي و ضروري به عمل آيد تا جنگ داخل سوريه خاتمه پيدا كند. همانطوريكه اول بن لادن را اصلحه دادند تا در برابردولت كمونستي شوروي بجنگد، ولي بعدها همين بن لادن بلاي جان خودشان شد. كه در انتخاب و قضيه گروه افراطي وهابيت درسوريه باز هم دولت هاي غربي به همين منجلاب دچار شده اند. اما انچه در اين قضيه قابل كنترول نيست اين است كه گروه سلفي افراطي وهابيون اين جنگ را به يك جنگ مذهبي تبديل كرده اند وخواستارآن هستند تا همه شيعيان سوريه را ازدم تيغ نكشند ، از قصد و جنايت شان دست بردار نيستند. و فتواهاي كه رهبران آنها درخلال اين جنگ صادر كرده اند ، حاكي از همين موضوع است كه گروه سلفي افراطي وهابيت درخفا فقد براي اينكه قتل عام شيعيان را درسوريه براه بيندازند ، اقدام به اين جنگ و پيمان با انگليس واسرائيل ودولت سعودي شدند وهدف شان طوريكه ازاعمال شان هويدا است ، براندازي حكومت خائين و مستبد بشرالاسد نيست ، بلكه قتل عام شيعيان سوريه ميباشد. وفتواهاي كه سران بزرگ شان چون شيخ العجوني در مورد زنان شيعه درسوريه صادر كرد، و يا فتواي القرضاوي درمورد جنگ و تشدد جنگ در برابر شيعيان سوريه و قتل عام آنها ، ويا فتواي شيخ بديع موسي كه فتوا بركشتن كودكان شيعه داد ، ويا فتواي شيخ ناصر الدين الأ لباني كه كشتن شيعيان سوريه را حلال دانست و يا 38 نفرازعلماي وابسته به دولت سعودي كه حكم بر قتل شعيان درسوريه را دادند. همه نشانگر يك جنگ مذهبي خانمان سوز درسوريه را ميدهد ، و بهانه براندازي حكومت بشرالاسد خائين يك بهانه اي بيش نيست ، بلكه هدف اصلي گروه ضاله سلفي افراطي وهابيت دراين جنگ فقد و فقد قتل عام مردم بي گناه سوريه بنام شيعه است و بس. اما از آنجا كه اين احمق هاي جاهل گول اين مطلب را خورده بودند كه موفق به قتل عام شيعيان در سوريه ميشوند ، قضيه برعكس شده وسرزمين سوريه چه ازطرف ارتش سوريه برحمايت از شعيان وچه كمك هاي نظامي ايران براي ملت آزاده اي سوريه ( نه حكومت بشرالاسد ) و مقاومت هاي حزب الله لبنان ،عرصه زندگي و كشيدن نفس را برآنها تنگ كرده است ، كه درهرمنطقه اي كه تخليه ميكنند به تلفات سنگيني دچار ميشوند ، تا انجا كه حتي مجبور ميشوند كه اطفال و زنان شانرا كه باخود برده نميتوانند ازترس اينكه بدست شيعيان نيفتند ، با دست خودشان به قتل ميرسانند . و سرزمين سوريه تبديل شده است به گودالي ازخون و اجساد ناپاك شان . از طرف ديگر بزرگترين حامي و كمك گرآنها مرسي هم در مصر به سقوط سوق داده شد ، زيرا ملت شجاع مصر ديگرحاضرنبودند كه دهشتافگني ها وظلم واستبداد او را چه درعرصه اجتماعي و چه درمخالفت با شيعيان مصر تحمل كنند و او را با قيام هاي متين شان از صحنه سياست وحكومت راندند. زيرا درمدت كمتر از يك سال همه ملت هاي جهان ديدند كه گروه اخوان المسلمين ، انديشه سالم وتفكرخوب براي رهبري يك حكومت اسلامي ندارند ودرهر پروصه اي از فعاليت هاي شان درمصر دچارشكست شدند كه اين خودش ناشي ازجهالت و تحجرگراي هاي آنها در پيشبرد پروصه هاي ديني واسلامي و اجتماعي و سياسي و اقتصادي است، كه با يك افراطگري مطلق وتعصبات ديني ميخواستند كه ملت مصررا به پارچه هاي مختلف طبقاتي ديني وسياسي تبديل كنند. تا اينكه مردم مصر متوجه شدند كه اين دولت با گروه اخوان المسلمين هيچ انديشه سالم وقابل تطبيق درپيشبرد يك جامعه مدرن اسلامي را نداشته و ندارند كه با قاطعيت تام مرسي را براندختند وجواب داندن شكن به گروه اخوان المسلين دادند. كه اين خودش بازهم براي گروه ضاله سلفي افراطي در سوريه خيلي سنگين تمام شد. زيرا يكي ازحاميان سياسي و نظامي آنها كه از راه غير مشروع صلاح دراختيارشان قرار ميداد ،ودرقتل شيعيان سوريه تلاش ميكرد ، به نابودي دچار شد. روي همين منظورهم است كه بعد ازسقوط مرسي ، دولت سوريه با قاطعيت تام برحملات اش برپيكرنميه جان آنها با شدت تمام ، ضربات سنگين وارد ميكند ، كه حاكي از تلفات چشمگير درگروه افراطيون سلفي است. از طرف ديگراخراج القرضاوي ازمدرسه الاهزر وبازداشت واخراج اش از قطر نيز ضربه اي كشنده برپيكرنيمه جان گروه اخوان المسلين وسلفي هاي افراطي متعصب درسوريه شد. از جانب ديگر جامعه غربي هم كه ازاعمال غيرانساني اين متحدين شان به خجالت شده اند واز طرفي هم ملتهاي شان خواستارقطع همه روابط با اين گروه افراطي را هستند ، كه در رسانه ها و خبرها و نشست هاي سياسي به خوبي ديده ميشود ، دست ازادامه هرگونه كمك و پشتيباني كشيدند، كه بازهم اين خودش ضربه اي حولناك بر كاميابي شان در جنگ سوريه شده است. از طرف ديگر انزجار وتنفر عمومي ملت هاي مسلمان چه شيعه و چه سني ازاين دهشت افگني ها و قتل هاي دسته جمعي و قتل كودكان و زنان بافلم برداري ها و پخش آن در رسانه هاي انترنتي به حدي شديد است كه امروز هيچ انسان عاقل ازاين جنايات شان دفاع نميكند بلكه آنرا تقبيح نموده وانزجار و تنفر شديد شانرا به وضاحت درخبرها و رسانه ها نشان ميدهند .بلي وقتي اعمال كسي اينگونه ضد بشري وضد اسلامي و دوراز حق و وجدان باشد ، ديگر كسي حاضر نيست نگاهي بطرف آنها داشته باشد . نه تنها از آنها روي برميگردانند بلكه با متانت محكم در برابر شان اقدام ميكنند ، تا از عرضه اين اعمال جنايت آميز شان دور وبر كنار شوند. كه درمورد جنايتكاران سلفي افراطي وهابي درسوريه قضيه ازهمين قرار است ، كه انشالله ما درمدت زمان كمي شاهد نابودي و شكست شان درجنگ سوريه خواهم بود . تا ملت غيور و با شهامت و صلح جوي سوريه خودشان با تصميم خودشان جريان هاي سياسي جامعه شانرا دردست گرفته و با تحمل و صبوري وانديشه گري دربرابر حكومت جبار وخائن بشرالاسد اقدامات صحيح ودرست نمايند. زيرا بشرالاسد هيچگاه دربرابر خواسته هاي عموم ملت غيور سوريه تاب و توان نخواهد داشت و مجبور خواهد بود تا مانند ديگر ديكتاتوران زماناش چون مرسي ، قزافي ، صدام حسين ، مبارك و امثالهم به سزاي اعمالش خواهد رسيد . براي ما كه تماشاگر اين جنگ خانمان سوز درسوريه هستيم ، بايد برخوردها را بادقت تمام بررسي نمايم ودر پخش گزارشها دورازهر تعصب با اين مسئله برخورد نمايم ، تانشود كه هيزمي برآتش اين جنگ خانمان سوز انداخته باشيم ملت هاي مسلمان بايد با تفكر بلند واحتياط كامل اين موضوع را از طريق رسانه ها تعقيب كنند تا فريب حرف هاي چرب ونرم مدعيان ضد اتحاد واتفاق را نخورده و به آنها اجازه هيچگونه فعاليت را ندهند واگر كسي درجاي به حمايت ازاين جانيان گروه ضاله سلفي افراطي درجنگ سوريه برخواست ، باتمام منطق ومتانت به مبارزه برخواسته تا باشد كه به لطف و رحمت ايزدي اين جنگ به پايان رسيده وملت سوريه تصميم شان راخودشان بدست خودشان داشته وعملي كنند........................ آمين يا رب العالمين تهيه و ترتيب : احمد راتب نجم ماه جولاي سال 2013 آلمان Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ساعت 14:55  توسط احمد راتب نجم
|
|